دختران فراری
آهای شمایی که قصد فرار از خونه را دارین
توروخدابخونین...
برای خوندن گفته هام رو ادامه مطلب کلیک کنید.
حتما"حتما"درنظر سنجی وبلاگم شرکت کنید.
ادامه مطلب
شب قدر
|
شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی روح را صیقل آیینه دهیم از دل و جان آه را تا ملکوتش برسانیم کمی عهد بستیم و شکستیم بسی کاش! که ما بر سر عهد وفادار بمانیم کمی پوشه از بار گناهان شده پر حجم بیا رمضان است به آتش بکشانیم کمی نگذاریم زبانه بکشد دوزخمان بنشینیم و به اشکش بنشانیم کمی بنشانیم نهالی به امید ثمری چشمه از چشم به پایش بدوانیم کمی و ارادت بنماییم و بگوییم " الغوث " ناله را تا به فلک باز رسانیم کمی
امشب شب قدر است...شب قبول شدن دعاها... شب پذیرفته شدن توبه...شب رقم خوردن یک سال آینده...شبی که باید قدرش را بدانیم...وازش بهره ببریم التماس دعای فراوان
|
گلشیفته کمانگیر
آرزو میکنم
آرزو می کنم مثل بهار باشی سبزو شاداب و با طراوت ای دوست.
دلت به پهنای آسمان آبی با صفا باشد و صادق.
به وسعت اقیانوسهای عالم لبریز از عشق یکتا پرستی باشد
و مجنون کسی که آفرید هستی را به وسعت عشق.
آرزو می کنم همچو باران رحمت باشی و عطوفت،بر دلهای خسته و نا امید.
دلم برایت آرزو می کند که همیشه لبخند بر لبانت بنشیند و
دوستانت افزون و دشمنانت سرشکسته گردند و خجل.
آرزو می کنم که دلت همواره آسمانی باشد و آرزوهایت همیشه سبز.
غصه هایت کم و شادیهایت روز افزون.
آرزو می کنم که اگر پاییز هم آمد ؛از برای تو باشد فصل ریختن غم و اندوهت نه غیر.
یا که زمستان که رسید از ره ؛خانه ی دلت گرم باشد از عشق یار.
باز هم بهارمی آید
از پس یک زمستان دگر.
باز هم آرزو می کنم برای تو،
تا که باشی همیشه سبز
رفتنت=تنهایی من
وقتي كه رفتي حس كردم كه تنها مي مانم
وقتي كه رفتي فهميدم كه دلم از دستم رفت
وقتي كه رفتي فهميدم كه سرم شانه نوازش گرش را از دست خواهد داد
وقتي كه رفتي فهميدم من هم رفتم
وقتي كه براي آخرين بار از خم كوچه عبور كردي روحم من هم پر كشيد
ولي به خودم اميد دادم
به خودم وعده دادم كه بر مي گردي
ولي دلم چيزي را كم داشت كه كاملا اونو حس كردم
خودم حس كردم كه قصر آرزوهايم خراب شد
خودم حس كردم كه ديگر كسي نمي تواند مثل او دوست داشته باشد
محاکمه عشق
جلسه محاكمه عشق بود
و قاضي عقل ،
و عشق محكوم به تبعيد به دورترین نقطه مغز شده بود
يعني فراموشی ،
قلب تقاضای عفو عشق را داشت
ولی همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداري از عشق
آهاي چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی ديدن اونو داشتي
اي گوش مگر تو نبودی كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي
و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد
حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟
همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك کردند
تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند
ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بیشتر از همه تو را آزرده
چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟
قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تکرار ميكند
و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعی باشم .
پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتی اگر نابود شوم

فراموشم کردی....
واسه خیس نشدن زیر بارون چترتو باز کردی...
واسه اینکه صدای رعد و برق رو نشنوی گوشاتو گرفتی...
واسه اینکه بارونو نبینی پنجره ی اتاقتو بستی....
و اگه یه روز دیگه برف بازی نکردی...
اون روز روزیه که منو فراموش کردی...
پس یادت نره همین الآن برو چترتو واسه تولد یکی که دوستش داری کادو کن و وقتی خواستی هدیه شو بدی بهش بگو:
اگه یه روز رسید که واسه خیس نشدن زیر بارون چترتو باز کردی
اون روز روزیه که منو فراموش کردی!!!

خداحافظی میکنم

خداحافظی میکنم و دست از سرت بر میدارم
شدن کلاوم اخرت نه دیگه دوست ندارم
شدن کلاوم اخرت که بودنت حالا غمه
ببین شکستم این همه این همه هم واسط کمه
نمیشه از تو بگذرم
نه میشه با تو بمونم
تو دیگه کوتاه نمیایی
تقصیرم و نمودنم
بی تو تنهام تو این غربت
تو این ظلمت اگه بمونم
حتی وقتی بغضی خسته
تو گلومه واسط می خونم
بی تو تنهام تو این غربت
تو این ظلمت اگه بمونم
حتی وقتی بغضی خسته
تو گلومه واسط می خونم
ساده دل

روی دریا خونه ساختی ساده دل
خیلی دیر یارو شناختی ساده دل
تو قماره ناگوار عاشقی همه هستی تو باختی ساده دل
من اون عاشق دیونه ای اون
که اومدم باز در خونه ی اون
اما اومدم تا نفرینش کنم
نفرینم و به قلب سنگینش کنم
ای ساده دل اما نفرین که کاره قلب تو نیست
تو برو با خط قلبت بنویس
بر نمی گردی....
می دونم تموم حرفات یاده مهربون , بهونه ست
کاش می دیدی که همیشه چشم تو , چراغ خونه ست
کاشکی حرفهای تو راست بود
کاشکی رفتنت خراب بود
عمر عشق در نمی اومد
تمومه قصه یه خواب بود

کار از این حرفا گذشته, تو دیگه بر نمیگردی
از همون لحظه بریدی که خداحافظی کردی
تو بگو با چه امیدی چشم به راه تو بمونم
وقتی که از توی چشمات ته قصه رو می خونم
اگه دل بریده از من دل من اما باهاته
رفتنت منو سوزنده ,نوبت خاطرهاته




